کتاب و مقاله

بررسی مقالات:«فلسفه با کودکان چه نیست»

بررسی مقالات:«فلسفه با کودکان چه نیست»
بررسی مقالات:«فلسفه با کودکان چه نیست»

مقدمه

این مقاله با عنوان "فلسفه با کودکان چه نیست: پاسخ‌هایی به برخی منتقدان و پیشنهادهایی سازنده برای گفت‌وگو درباره نقش P4C در آموزش عالی"، حاصل همکاری میان کارین موریس، استیو برامال، شرلی اگلی، مان گریگوری، جوانا هینز و استیو ویلیامز است. مقاله در سال ۲۰۰۹ منتشر شده و در وب‌سایت Academia.edu قابل دسترس است.

هدف مقاله

هدف این مقاله، بررسی نقادانه دیدگاه‌های دانشگاهیان در خصوص جنبش فلسفه برای کودکان (P4C) و پاسخ‌گویی به سوءبرداشت‌ها و ابهاماتی است که درباره ماهیت نظری و کاربردی این رویکرد وجود دارد.


در مقدمه، کارین موریس به رشد بدبینی‌ها نسبت به P4C اشاره کرده و بر اهمیت شفاف‌سازی و تعمیق گفت‌وگوی نظری پیرامون این رویکرد تأکید می‌ورزد.

مقاله چهار انتقاد اصلی از منابع اخیر دانشگاهی اروپایی را شناسایی می‌کند: نانسی ون‌سیلگهِم، مایکل هند، جودیت سویسا، و اکلسستون و هایز.

این منتقدان، P4C را از منظرهای گوناگون به چالش می‌کشند:

  • نانسی ون‌سیلگهِم اصالت گفت‌وگویی آن را زیر سؤال می‌برد
  • مایکل هند آن را فاقد عمق فلسفی می‌داند
  • جودیت سویسا تمرکز بیش از حد آن بر حقیقت را نقد می‌کند
  • و اکلسستون و هایز آن را با آموزش درمانی برابر می‌دانند.

در پاسخ، نویسندگان این مقاله با قاطعیت اعلام می‌کنند که P4C نه فلسفه‌ای ساده‌انگارانه است، نه درمانی، نه صرفاً فرایندی برای کشف حقیقت، و نه فاقد گفت‌وگو.

کارین موریس

کارین موریس، که مقدمه مقاله را نوشته است، از ضعف منابع مورد استفاده منتقدان انتقاد می‌کند. او بیان می‌کند که بسیاری از آن‌ها با استناد به منابعی سطحی نظیر وب‌سایت‌ها، خبرنامه‌ها یا ویدئوهای کلاس‌های نمونه، درباره P4C قضاوت کرده‌اند. این در حالی است که آثار گسترده متیو لیپمن ـ بنیان‌گذار P4C ـ اغلب نادیده گرفته شده‌اند. موریس تأکید می‌کند که P4C یک رویکرد یک‌دست نیست و تلاش برای تعریف ماهوی آن موجب نادیده گرفتن تنوع فلسفی غنی موجود در این حوزه می‌شود. او همچنین بر اهمیت تجربه عملی در کنار درک نظری تأکید دارد.

استیو برامال

استیو برامال در پاسخ به مایکل هند که P4C را «فلسفه سبک» توصیف کرده، استدلال می‌کند که این رویکرد چیزی فراتر از تحلیل مفاهیم است و شامل تجربه زیسته، مشارکت سیاسی و اخلاقی نیز می‌شود. او تأکید دارد که P4C باید به عنوان نوعی خرد عملی (phronesis) شناخته شود که هم‌زمان تأملی و گفت‌وگویی است.

مان گریگوری

مان گریگوری نقد جودیت سویسا را پاسخ می‌دهد که P4C را محدود به حقیقت‌جویی می‌داند. او با تأکید بر ریشه‌های پراگماتیستی این رویکرد و با استناد به دیویی، توضیح می‌دهد که P4C اندیشیدن چندبعدی، شامل عقلانیت، مراقبت و خلاقیت را تقویت می‌کند.گریگوری بیان می‌کند که P4C نه‌تنها به مسائل معرفتی می‌پردازد، بلکه به پرسش‌های اخلاقی، زیبایی‌شناختی و سیاسی نیز توجه دارد.

جوانا هینز

جوانا هینز در واکنش به انتقاد اکلسستون و هایز که P4C را آموزشی درمان‌گرایانه معرفی کرده‌اند، پاسخ می‌دهد.او ضمن همدلی با نگرانی‌های ایشان نسبت به روان‌شناسی‌زدگی آموزش، تأکید می‌کند که P4C از سطحی‌نگری و ماشینی‌سازی تفکر کودک دوری می‌کند. او این رویکرد را چالشی برای اقتدارگرایی و هم‌پوشانی نقش معلم و کودک می‌داند.

استیو ویلیامز

استیو ویلیامز به نقد ون‌سیلگهِم مبنی بر فقدان گفت‌وگویی بودن P4C پاسخ می‌دهد. او با تأکید بر ریشه‌های باختینی این رویکرد، تأکید دارد که P4C بر مبنای تفاوت، پاسخ‌گویی و انتقادی بودن استوار است. ویلیامز بر نقش «اختلاف نظر» به‌عنوان موتور محرک جامعه پژوهشی تأکید می‌کند.

علاوه بر این پاسخ‌ها، مقاله پیشنهادهایی برای به‌کارگیری P4C در آموزش عالی ارائه می‌دهد. چهار کاربرد اصلی برای این رویکرد در دانشگاه مطرح شده است:

  • آموزش فلسفه: افزودن بعد گفت‌وگویی و تجربی به تدریس فلسفه نظری.
  • آموزش معلمان آینده: تجهیز دانشجویان تربیت معلم برای اجرای P4C در مدارس.
  • پداگوژی انتقادی:بازاندیشی در مفاهیم بنیادین آموزش مانند قدرت، معنا، و نقش معلم.
  • الگوی تدریس دانشگاهی:استفاده از جامعه پژوهشی(حلقه کندوکاو) در تمام رشته‌ها برای تقویت مشارکت دانشجویان.

شرلی اگلی

شرلی اگلی یافته‌های دو پروژه پژوهش عملی از دانشگاه نیوپورت ولز را ارائه می‌دهد. او نشان می‌دهد که اجرای P4C در آموزش کارشناسی، به‌ویژه برای دانشجویان تربیت معلم، باعث ارتقاء تفکر انتقادی، تعمق و تعامل عمیق‌تر با محتوای درسی می‌شود.

نتیجه

در پایان، نویسندگان این مقاله P4C را نه به‌عنوان یک روش واحد، بلکه به‌عنوان یک رویه آموزشی پوینده و در حال تحول معرفی می‌کنند. آن‌ها از گوناگونی فلسفی، گفت‌وگوی دموکراتیک و یادگیری دگرگون‌ساز استقبال می‌کنند و با پاسخ به منتقدان، از فهمی دقیق‌تر و جامع‌تر از P4C دفاع می‌نمایند. این مقاله P4C را به‌عنوان روشی دقیق، فراگیر و غنی از نظر فلسفی معرفی می‌کند که می‌تواند آموزش را در تمام سطوح متحول سازد.

علاقه‌مندان جهت اطلاع از جزئیات بیشتر مقاله می‌توانند به متن انگلیسی مقاله مراجعه کنند.

تیجه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *